السيد الطباطبائي
42
شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
سبب جنگ اول كه ( جنگ جمل ) ناميده مىشود ، غائله اختلاف طبقاتى بود كه از زمان خليفه دوم در تقسيم مختلف بيت المال پيدا شده بود . على عليه السّلام پس از آنكه به خلافت شناخته شد ، مالى در ميان مردم بالسويه قسمت فرمود 48 چنان كه سيرت پيغمبر اكرم نيز همانگونه بود و اين روش زبير و طلحه را سخت برآشفت و بناى تمرد گذاشتند و به نام زيارت كعبه ، از مدينه به مكه رفتند و ام المؤ منين عايشه را كه در مكه بود و با على عليه السّلام ميانه خوبى
--> دسته اولى از اصحاب خاص پيغمبر اكرم و از زهاد و عباد و فداكاران و آزاديخواهان اسلامى و مورد علاقه خاص پيغمبر اكرم بودند . پيغمبر فرمود خدا به من خبر داد كه چهار نفر را دوست دارد و مرا نيز امر كرده كه دوستشان دارم . نام ايشان را پرسيدند سه مرتبه فرمود : على سپس نام ابوذر و سلمان و مقداد را برد ( سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 66 ) عايشه گويد رسول خدا فرمود : هر دو امرى كه بر عمار عرضه شود حتما حق و ارشد آنها را اختيار خواهد كرد ( سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 66 ) پيغمبر فرمود : ( راستگوتر از ابوذر در ميان زمين و آسمان وجود ندارد ) ، ( سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 68 ) از اينان در همه مدت حيات ، يك عمل غير مشروع نقل نشده و خونى به ناحق نريخته اند ، به عرض كسى متعرض نشده اند ، مال كسى را نربوده اند يا به افساد و گمراهى مردم نپرداخته اند . ولى تاريخ از فجايع اعمال و تبهكاريهاى دسته دوم پر است و خونهاى ناحق كه ريخته اند و مالهاى مسلمانان كه ربوده اند و اعمال شرم آور كه انجام داده اند ، از شماره بيرون است و با هيچ عذرى نمى توان توجيه كرد جز اينكه گفته شود ( چنان كه جماعت مى گويند ) خدا از اينان راضى بود و در هر جنايتى كه مى كردند آزاد بودند و مقررات اسلام كه در كتاب و سنت است در حق ديگران وضع شده بوده است ! ! ( 48 ) مروج الذهب ، ج 2 ، ص 362 . نهج البلاغه ، خطبه 122 . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 160 شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 180 .